خانه / آخرین مطالب / رمان / مرد وحشی (صفحه 2)

مرد وحشی

مرد وحشی بقلم رویا روستمی

رمان مرد وحشی پارت 9

رمان مرد وحشی جهت مشاهده پارت های منتشر شده از این رمان از اینجا کلیک کنید هیچ حرفی نمی زد. نگاهش روی پریا بود اما حواسش نبود. پریا یک بند از هیوا حرف میزد. خاله ی مهربان صدایش می کرد. داریوش کنارش نشست. _چته داداش؟ جوابی نداد. چقدر بزرگ شده …

ادامه نوشته »
مرد وحشی بقلم رویا روستمی

رمان مرد وحشی پارت 8

رمان مرد وحشی جهت مشاهده پارت های منتشر شده از این رمان از اینجا کلیک کنید بلاخره ماشین پلیسی که می خواست را خرید. آن را با کاغذ کادویی رنگی رنگی، کادو گرفت و درون پاکت گذاشت. از همان جا تاکسی گرفت. دقیقا جلوی در خانه ی داریوش پیاده می …

ادامه نوشته »
مرد وحشی بقلم رویا روستمی

رمان مرد وحشی پارت 7

رمان مرد وحشی جهت مشاهده پارت های منتشر شده از این رمان از اینجا کلیک کنید در زد و داخل شد. داریوش پشت میزش نشسته بود و چیزی یادداشت می کرد. با دیدن هیوا فورا گفت: خوب شد اومدی، بیا بشین. هیوا متعجب روی صندلی مقابل داریوش نشست. -خیره، چیزی …

ادامه نوشته »
مرد وحشی بقلم رویا روستمی

رمان مرد وحشی پارت 6

رمان مرد وحشی جهت مشاهده پارت های منتشر شده از این رمان از اینجا کلیک کنید پیراهن سیاه داریوش که چندروزی به تن داشت متعجبش کرده بود. چندباری خواسته بود جلو برود و بپرسد اما به خودش این اجازه را نداد که دخالتی کند. اما این سیاه آنقدر تکرار شد …

ادامه نوشته »
مرد وحشی بقلم رویا روستمی

رمان مرد وحشی پارت 5

رمان مرد وحشی جهت مشاهده پارت های منتشر شده از این رمان از اینجا کلیک کنید انگار بعد از اتفاق دیشب باری از روی دوشش برداشته شده باشد. امروز را سرکار نمی رفت. باید با مادرش صحبت می کرد. به محض اینکه پای میز صبحانه نشست، صبح بخیری رسا گفت. …

ادامه نوشته »
مرد وحشی بقلم رویا روستمی

رمان مرد وحشی پارت 4

رمان مرد وحشی جهت مشاهده پارت های منتشر شده از این رمان از اینجا کلیک کنید عصبی پا روی پا انداخت و گفت: کاوه پس چی شد؟ کاوه هم که از نق زدن های مداوم هیوا عصبی بود گفت: مغزمو خوردی هیوا، دست من نیست که، روال داره تا ویزا …

ادامه نوشته »
مرد وحشی بقلم رویا روستمی

رمان مرد وحشی پارت 3

رمان مرد وحشی جهت مشاهده پارت های منتشر شده از این رمان از اینجا کلیک کنید چشم باز کرد. درون آغوش کاوه بود. کاوه محکم از پشت بغلش کرده بود. خمیازه ای کشید و تکان خورد. دیشب برایش شب خوبی بود. رابطه اش با کاوه آنقدر خوب بود که تجربه …

ادامه نوشته »
مرد وحشی بقلم رویا روستمی

رمان مرد وحشی پارت 2

رمان مرد وحشی جهت مشاهده پارت های منتشر شده از این رمان از اینجا کلیک کنید به محض ورود به خانه ی مجردی کاوه، شنل را از روی تنش درآورد و غرولند کرد. -مرده شور این لباسو دک و پزو ببرن. کاوه محو زیباییش شد. به سمتش آمد و گفت: …

ادامه نوشته »
مرد وحشی بقلم رویا روستمی

رمان مرد وحشی پارت 1

رمان مرد وحشی جهت مشاهده پارت های منتشر شده از این رمان از اینجا کلیک کنید فصل اول دلهره داشت. مدام با دستش کشتی می گرفت. تازه از زیر دست آرایشگر بیرون آمده بود. خواهرش لباس را بزور به تنش کرد تا شنیون موهایش خراب نشود. به ساعت نگاه کرد. …

ادامه نوشته »
مرد وحشی بقلم رویا روستمی

رمان مرد وحشی نوشته رویا رستمی

رمان مرد وحشی جهت مشاهده پارت های منتشر شده از این رمان از اینجا کلیک کنید زمان انتشار:هر روز ساعت 19 نویسنده:رویا رستمی ژانر:عاشقانه قسمتی از رمان: دلهره داشت. مدام با دستش کشتی می گرفت. تازه از زیر دست آرایشگر بیرون آمده بود. خواهرش لباس را بزور به تنش کرد …

ادامه نوشته »