رمان های کاملصفحه اصلیلیست کامل رمان ها

پارت اول تا اخر رمان آغشام گلین

3 (60%) 1 vote

پارت اول تا اخر رمان آغشام گلین

کانال تلگرام شصت تیپ ایجاد شد منتظر حمایت شما هستیم آیدی: shasttip@ را کپی و در تلگرامتون پست کنید و وارد کانال شید منتظرتون هستیم 

نویسنده:ناهید گلکار

ژانر:عاشقانه/اجتماعی

قسمتی از رمان:

دو روزی بود که مامان و ندا اومده بودن ..و جهیزیه ام رو که روز قبل رسیده بود به کمک فرخنده و سونا که بعدا من فهمیدم آنه برای کمک به من فرستاده ، چیدیم و مرتب کردیم ….
فرخنده یک کلمه فارسی بلد نبود ولی سونا جوون تر بود کمی فارسی بلد بود و تو این مدت من فهمیدم که این منم که باید ترکی یاد بگیرم و فرخنده تمایلی نداشت فارسی حرف بزنه ……
مامان همش غصه می خورد تو چطوری می تونی با اینا زندگی کنی و مدام اشک می ریخت و من هنوز شور حال رسیدن به قلیچ خان رو داشتم ….
حامدم تو این مدت اونقدر با من مهربون شده بود که باورم نمی شد این همون برادر بد اخلاق منه ولی قلیچ خان رو هم خیلی دوست داشت و یک لحظه ازاون جدا نمی شد؛؛
با هم میرفتن و با هم برمی گشتن …که هم کار اصطبل و اسب ها روی شونه ی قلیچ خان بود هم تدارک بساط عروسی بودن ….
با این حال از ما هم غافل نبود و هر آنچه که لازم داشتیم رو برامون تهیه می کرد …..و برای من عجیب بود که اون مرد با همه ی گرفتاریهاش حواسش به همه چیز بود ..
تا شبی که فرداش عروسی بود ….
بابا و خانم جان و عمه و خاله ام و چند نفر از فامیل های نزدیک ما همراه بابا اومدن گنبد از اونطرفم فامیل های قلیچ خان رفته بودن روستا خونه ی آتا و من یک طورایی استرس گرفته بودم ..
اونقدر همه چیز تند و سریع انجام می شد که می ترسیدم یک چیزی مانع کار ما بشه ….
ترکمن ها زیاد به جهیزیه اهمیتی نمی دادن و کسی به کارم کار نداشت نمی دونم شاید قلیچ خان اینطور خواسته بود ….

صبح روز عروسی باید میرفتم دست بوسی آنه ؛؛و همون جا همه ی مراسم رو انجام می دادن و خودشون منو آماده می کردن ..
نمی دونستم چی می خواد بشه و من چطور عروسی از آب در میام و قلیچ خان هم به عادت خودش هیچی نمی گفت …
چند بار ازش سئوال کردم تو چند کلمه گفت : کار زن ها مال اوناست …خودت می فهمی؛؛؛ …
حتی چند بار می خواستم برم به دیدن آنه ..برای اینکه فکر می کردم وظیفه دارم ولی اون می گفت: رسم نیست …صبر داشته باش ..
از همه ی ما بیشتر خانم جان هیجان داشت…
اولا باید سر از همه کار در میارود دوما رقیب سر سخت من تو عشق قلیچ خان شده بود و خیلی ازش خوشش میومد و اگر ما نمی تونستم از زیر زبون اون حرف بکشیم خانم جان وا دارش می کرد جواب سئوال های تموم نشدنی اونو بده …
وقتی هم که قلیچ خان میرفت …

پارت1

پارت2

پارت3

پارت4

پارت5

پارت6

پارت7

پارت8

پارت9

پارت10

پارت11

پارت12

پارت13

پارت14

پارت 15

پارت16

پارت17

پارت18

پارت19

پارت20

پارت21

پارت22

پارت23

پارت24

پارت آخر

نوشته های مشابه

‫10 نظرها

    1. با عرض سلام دوست عزیز جلد اول رمان به اتمام رسیده و نویسنده در تعطیلات اخر تابستان هستند تا هفته بعد جلد دوم به ترتیب و در زمان بندی معین منتشر و اطلاع رسانی خواهد شد لطفا صبور باشید و با ما همراه باشید ممنون.

          1. رمان آنلاینه و هنوز به اتمام نرسیده به محض انتشار در سایت قرار داده میشه ممنون.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

بستن