خانه / آخرین مطالب / رمان / رمان باغ عشق / پارت اول تا آخر رمان باغ عشق

پارت اول تا آخر رمان باغ عشق

پارت اول تا آخر رمان باغ عشق

قسمتی از رمان

با خوشحالى درحالى که مى رقصیدم پله هارا دوتا یكى بالا رفتم و مستقیم وارد اتاقم شدم .. از شوق و اشتیاق دلم میخواست فریاد بزنم .. بالاخره تابستون شد .. بالاخره فصل موردعلاقه ى ماجوانان فرا رسید…تابستان و تعطیلاتش را خیلى دوست داشتم اما از اون بیشتر ویلاى خانوادگى مان را دوست داشتم که هرسال عید ها و تعطیلات تابستان به همراه خاله هام و دایى ام به انجا مى رفتیم و کل سه ماه را درآن میماندیم .

خیلى بهمون خوش میگذره .. دوباره بزن و برقص کنار دریا ، دوباره خنده و شوخى ، دوباره اذیت و تلافى و لجبازى با پسرخاله ام …دوباره…

با این فكراى الكى کلى ذوق کردم و با اضطراب زیپ چمدانم را بستم .. قرار بود امروز راه بیفتیم و به ویلاى پدربزرگم در مازندران که همان ویلاى خانوادگى ما بود بریم .

نگاه کلى اى به اتاقم انداختم و چشمامو ریز کردم و توى ذهنم چیزى را ردو بدل کردم و هنگامى که مطمئن شدم همه چیزاى مورد نیازم را برداشتم و چیزى را ازقلم ننداختم دوباره با خنده به همراه چمدان سنگینم از اتاقم خارج شدم …

همین که دراتاق را باز کردم نیما سراسیمه وارد اتاق شد .. متعجب نگاهش کردم …این پسر داشت روزبه روز بى تربیت تر مى شد .. خب چى مى شد اول یه اجازه بگیرى و بعد مثل بز سرتو بندازى پایین و بیاى تو؟!

خودمم از توصیفم خنده ام گرفت .. عاشق فحش هام بودم!

_هنوز با این سنت یاد نگرفتى قبل وارد شدن تو یه مكانى باید اول دربزنى و بعدشم اجازه بگیرى؟!..

_نیما_بیخیال  بهار کارمهم باهات دارم نفسمو با صدا بیرون دادم با لحن خشكى گفتم : _اووووف.. بگو ؟!

_نیما_ بهار یه دخترى رو دیدم .. ببینیش به انتخابم مى گى ایولا یكى از ابروهامو انداختم بالا…برو بیرون

_نیما_ اى بابا من که هنوز درباره اش واسه ات نگفتم

_نیماجان بیرون…

_نیما_ نمیخواى درباره ى زن برادر آیندت بشنوى؟…

_تاحالا درباره ى 99تاشون شنیدم بسه

_نیما_ خوب بذار اینم بگم که بشه 111تا

_نیما بیرون

_نیما_هى بزن تو ذوقم .. دختره ى چشم گوساله اى…

بیشعور ، این بشر عجب آدمى بودا ..من دخترى بودم که موهاى بلوند و چشماى درشت طوسى ولباى قلوه اى و پوست نسبتا سفیدى داشتم واسه همینم این بردار شوخ من نیما که مابهش مى گیم زلزله ! یا بهم میگه لب شترى یا چشم گوساله اى!

پارت اول

پارت دوم

پارت سوم

پارت چهارم

پارت پنجم

پارت ششم

پارت هفتم

پارت هشتم

پارت نهم

پارت دهم

پارت یازدهم

پارت دوازدهم

پارت سیزدهم

پارت چهاردهم

پارت پانزدهم

پارت شانزدهم

پارت هفدهم

پارت هجدهم

پارت نوزدهم

پارت آخر

Rating: 1.0/5. From 1 vote.
Please wait...

همچنین ببینید

رمان دیازپام فریده بانو

رمان دیازپام

عاشقانه آنلاین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *