خانه / آخرین مطالب / پارت اول تا اخر رمان فصل پنجم عاشقانه هایم

پارت اول تا اخر رمان فصل پنجم عاشقانه هایم

پارت اول تا اخر رمان فصل پنجم عاشقانه هایم

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از این رمان از اینجا کلیک کنید

زمان پارت گذاری ساعت 14 همه روزه

وضعیت انتشار رمان تا پایان:معلوم شده

قسمتی از رمان:

واما سوژه ی داستان که از زبان اول شخص و دختری به اسم عقیق هست .وماجرا حول و حوش زندگی این دختر تو سی سالگیشه .یعنی درست زمانی که حس می کنه علی رغم داشتن خونواده و دوستان و مادری که همه جوره حمایتش می کنه بازم خلا های زیادی تو زندگیشه .و تصمیم می گیره اینارو به نوعی پر کنه. کاری که به نظر چندان آسون نمی یاد .چون مشکلات زیادی سر راهش هست .و از طرفی گذشته جالبی هم به خصوص با دوتا نامزدی نافرجام و فوت پدرش و خونه نشین شدنش بعد این اتفاقات، نداره. و البته خونواده ای که تا همین چند وقت پیش حس می کرد حاضره همه ی زندگیشو به پاشون بریزه امابا اتفاقی که براش رخ می ده خیلی چیزها به چشمش روشن می شه .و اون با یه سرخوردگی شدید به دنبال این می افته که به هر طریقی خودشو به دیگرون ثابت کنه. و تو این راه به طرز غریبی همه چیز به اولین اشتباه بزرگ زندگیش که درست ده سال قبل رخ داده، گره می خوره.

فضای داستان توی یه بافت سنتی جامعه ی ایرانی و تو شهری که اینبار نمیخوایم صریحا بگیم کجاست، شکل گرفته .با معرفی شخصیت ها یه سری خاطرات مرور می شه و بعد به زمان حال می رسیم .تو این کار سعی شده تلخ نویسی نداشته باشیم .یا اگه باشه خیلی کم و مربوط به گذشته شه. واما یه نکته که مدتهای زیادیه رو دلم مونده: به دوستایی که معتقدن من ساده نویسی می کنم و تواناییم در همین حده که بتونم یه داستان قابل پیش بینی یا یه عاشقونه ی آروم بنویسم باید بگم، بازی با کلمات و پیچوندن عبارت ها و از یه رمان یه متن ادبی ساختن، کار چندان سختی نیست .آدم های غیر قابل دسترس و تجربه های شیک رو تو داستان آوردن خیلی راحته.اما من نمیخوام چیزی بنویسم که مخاطبم تجربه نکرده یا از نزدیک ندیده .من ساده می نویسم چون از به رخ کشیدن هنر نوشتن و بازی دادن ذهن مخاطبین کارهام خوشم نمی یاد .من ساده می نویسم چون دوست دارم نگاه آدم هابه زندگی ساده و به دور از پیچیدگی های حل نشده تو امروزمون باشه .من ساده می نویسم چون می خوام تلخ کامی ها قابل تحمل تر و اتفاق های خوب قابل باور تر باشند. از زیر سوال رفتن و نقد شدن اصلا ناراحت نمی شم .فقط دلگیرم از اینکه هدف و رسالتی که پشت این نوشتن دارم به پای همه ی کم کاری ها و نقص هایی که تو نگارش اثر دارم، گذاشته شه. نام کتاب :فصل پنجم عاشقانه هایم نویسنده :لیلین کاربر انجمن کجای چهار فصل نام تو می گنجد . . .؟ رویش از توست باران هم ، بهانه، بهار ! تو … فصل پنجم عاشقانه های منی …!

www.60tip.ir
www.60tip.ir

 

No votes yet.
Please wait...

همچنین ببینید

عشق تدریجی

رمان عشق تدریجی

پارت اول تا اخر رمان عشق تدریجی جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *