خانه / آخرین مطالب / دانلود کامل رمان همسر دوم خان

دانلود کامل رمان همسر دوم خان

رمان همسر دوم خان شصت تیپ مرجع کامل معرفی و دانلود رمان
رمان همسر دوم خان در واقع جلد سوم رمان همسر دوم من میباشد دوستانی که فعلا جلد اول و دوم این رمان را نخوانده اند میتوانند از اینجا کلیک کنند. ,و این رمان را با فونت زیبا بطور کامل مطالعه نمایند

خلاصه رمان:

ادامه رمان همسر دوم من

نویسنده:حدیث شمس

قسمتی از رمان:

اشکی از گوشه چشمم چکید تموم بدنم درد میکرد و کبود شده بود بخاطر کتک هایی ک دیشب مامان بهم زده بود مادری ک در حقم مادری نکرد!
_تینا!
با شنیدن صدای داد مامان به سختی از روی تخت بلند شدم و از اتاق بیرون رفتم اتاق مامان کنار اتاق من بود برای همین صداش واضح میومد همیشه تقه ای زدم ک صدای عصبیش بلند شد
_بیا تو!
مثل همیشه لباس های شیک و گرون قیمتش رو پوشیده بود با آرایش غلیظ ک روی صورتش بود و اون بیشتر شبیه زن های خیابونی میکرد تا یه زن نجیب ! مادرم بود اما اصلا دوستش نداشتم ازش متنفر بودم هیچوقت برام مادری نکرده بود

_ الان یه آرایشگر میاد و آماده ات میکنه لباس هایی رو هم ک میاره میپوشی و آماده میشی نبینم جفتک بپرونی و وحشی بازی دربیاری فهمیدی؟!
با تعجب بهش خیره شدم چرا آرایشگر داشت میومد مگه امشب چخبر بود سئوالی ک تو ذهنم بود رو به زبون آوردم
_امشب چخبره مگه قراره جایی بریم؟!
به چشمهام خیره شد از دیدن برق شیطانی تو چشمهای ترسیدم حس بدی بهم دست داد انگار امشب قرار بود اتفاق بدی بیفته!
پوزخندی زد و گفت
_به تو ربطی نداره گمشو الان آرایشگر میاد باید آماده بشی
_مامان م…..
حرفم و قطع کرد و مثل همیشه با عصبانیت داد زد
_به من نگو مامان فهمیدی دختره ی پتیاره من مامان تو نیستم
سوزش اشک رو داخل چشمهام احساس کردم چونه ام لرزید با بغض بهش خیره شدم ک داد زد
_گمشو بیرون پدر سگ
با گریه از اتاقش خارج شدم و به سمت اتاق خودم حرکت کردم روی تخت خودم و انداختم و شروع کردم به گریه کردن
همیشه حسرت داشتن مادر رو داشتم اما هیچوقت مادری نداشتم ک برام مادری کنه جز فرشته همسر دوم پدرم ک وقتی هفت سالم بود برعکس بقیه دوستم داشت بهم توجه میکرد اما بعدش یهو با اومدن مامان نیایش گذاشت رفت تا الان ک دوباره برگشته اما هیچوقت سراغ من و نگرفت فقط بچه های خودش رو برد بابام رو برد همشون رفتن فقط من موندم تو این عمارت قدیمی کنار مادرم کسی ک هنوزم از بابام و فرشته متنفر بود و با انتقام گرفتن از من سعی میکرد خودش رو خالی کنه!
چجوری یه مادر میتونست انقدر بد باشه ک حتی از بچه ی خودش هم متنفر باشه چقدر بدبخت بودم هر روز زیر دست و پاهاش کتک میخوردم له میشدم اما باز هم دوستش داشتم فقط تشنه ی محبت مادرانه اش بودم
هیچکس من و دوست نداشت هیچکس من و یادش نبود نه بابام نه فرشته نه داداشام تنهای تنها بودم !
* * * * *
_تموم شد!
با شنیدن صدای آرایشگر نگاهم و به آینه دوختم با تینای چند ساعت پیش خیلی فرق داشتم صورتم به طرز ماهرانه ای آرایش شده بود لب های غنچه ای ک با رژ قرمز خیلی بزرگتر دیده میشد چشمهای درشت قهوه ای رنگ با ابروهای پهنی ک اصلاح شده بود و دخترونه درستش کرده بود خیلی زیبا شده بودم آهی کشیدم وقتی قلبم خوشحال نبود زیبایی صورت به چه دردم میخورد!
با باز شدن در اتاق نگاهم و به خدمتکار شخصی مامانم دوختم ک پشت چشمی برام نازک کرد و با صدای تیزش گفت
_زود باش این و بپوش همه پایین منتظرن
بلند شدم به سمتش رفتم و لباس رو ازش گرفتم اشاره ای به آرایشگر کرد و جفتشون از اتاق رفتن بیرون لباس رو از کاور بیرون آوردم با دیدن لباس سفیدی ک بیشتر شبیه لباس عروس بود تا لباس مجلسی شکه بهش خیره شده بودم حتی جرئت تکون خوردن هم نداشتم
هنوز خشک شده سر جام ایستاده بودم و داشتم فکر میکردم چرا مامان من باید لباس عروس بده من بپوشم ک در اتاق با صدای بدی باز شد و صدای عصبی مامان داخل اتاق پیچید
_سه ساعت داری تو اتاق چه غلطی میکنی هان؟!
با بهت گفتم
_مامان این لباس عروس
پوزخندی زد و گفت
_آره لباس عروس
_من م… من چرا …باید ای..
به سمتم اومد با خشم بازوم و گرفت و گفت
_امشب قراره عروس بشی همسر یه مرد پولدار و قدرتمند میشی فهمیدی امشب تو ازدواج میکنی
بهت زده لب زدم
_چی؟!
بدون اینکه سئوالم رو جواب بده با خشم گفت
_بیست دقیقه فرصت داری لباس و بپوشی بیای پایین سر سفره ی عقد بشینی فقط بیست دقیقه کافیه یک دقیقه دیر کنی اون وقت ک میدم سگ های تو حیاط تیکه پارت کنن فهمیدی؟!
هنوز ساکت بودم با بهت بهش خیره شده بودم ک محکم تکونم داد و گفت
_فهمیدی؟!
با صدای گرفته ای لرزون شده از ترس و بهت گفتم
_آره
_بیست دقیقه فقط!
بعد از گفتن این حرف از اتاق رفت بیرون خدایا این چه سرنوشتی بود یعنی من باید به اجبار با مردی ک حتی ندیدمش باید ازدواج کنم این چه امتحانی بود کاش جرئت داشتم و فرار میکردم اما میدونستم فرار از دست مامان مساوی بود با مرگ!

این رمان آنلاین میباشد لذا جهت حفظ حقوق نویسنده به کانال تلگرام نویسنده از اینجا کلیک کنید

ویا آدرس کانال تلگرام برای کپی:https://telegram.me/joinchat/AAAAAERt5Tnw4zH-xvPnJg

رمان
دانلود رمان
Rating: 2.9/5. From 21 votes.
Please wait...

همچنین ببینید

مرد وحشی بقلم رویا روستمی

رمان مرد وحشی پارت 17

رمان مرد وحشی جهت مشاهده پارت های منتشر شده از این رمان از اینجا کلیک …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *