خانه / آخرین مطالب / رمان افگار هزاهز پارت آخر

رمان افگار هزاهز پارت آخر

رمان افگار هزاهز شصت تیپ مر جع معرفی و دانلود رمان های عاشقانه ایرانی

زمان پارت گذاری هر روز ساعت 16تا پایان رمان

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان افگار هزا هز ازاینجا کلیک کنید

اما هیچ چیز درست نشد. خوشبختی دیگر برنگشت و شب هرگز تمام نشد.

توی صورتم زمزمه کرد:«بخدا هرکاری بخوای می کنم. بگو، بگو چیکار کنم برات؟» استرس داشت انگار. دست هایش عرق کرده بودند و چشم هایش دو دو  می زدند.

دوباره تکرار کرد:«بگو چیکار کنم فاخته؟»

روح زخم خورده ام، به صدایم، به تنم، به حفره ی بیچاره ی ته دلم، حمله کرد و فریادم را به آسمان برد:«من بچه ام رو می خوام بهار. فرامرزم رو می خوام. می تونی بچه ی دوماهه ام رو بهم برگردونی؟ می تونی فرامرز رو راضی کنی بگذره از حقی که گرفتم ازش؟» دست هایش را پس زدم.

صدا درگلویم شکست:«نمی تونی. بخدا نمی تونی بهار.»

مات مانده بود. پلک هم نمی زد. اشک هایم حالم را بهم می زدند. جای خالی دوماهه ی توی دلم، نفسم را گرفته بود.

فریاد دلتنگی توی گوشم، وجودم را سوزانده بود.

بهار، مادر بودنم را گرفته بود. زن بودنم را سوزانده بود. چرا خوشبخت بود؟ چرا غم توی چهره اش نبود؟ مگر زمین گرد نبود؟ مگر زمین نمی چرخید؟

چرا نمی چرخید پس؟ چرا او خوب بود و من نه؟ چرا او مادر بود و من نه؟ چرا او…

خدایا، فرامرزم کجا بود؟ جنینم کجا بود؟ خودت، خود تو که گفته بودی از رگ گردن هم نزدیک تر هستی، کجا بودی؟

کیفم را از روی مبل چنگ زدم.

نباید ته این دیدار

به اینجا ختم می شد. نباید به هق هق می افتادم. نباید به یاد می آوردم.

بهار دستم را گرفته بود و با گیجی نگاهم می کرد.

دوست داشتم آب دهانم را توی صورتش تف کنم و بروم. دوست داشتم مشت بزنم توی صورتش و لگد بزنم به شکم جلو آمده اش. دوست داشتم نفرینش کنم، دوست داشتم ببینم از درد به خودش می پیچد و هیچ کس دستش را نمی گیرد. خدایا، دوست داشتم ببینم تو او را هم رها کرده ای!

این من نبودم. بخدا که این ماده ی زخم خورده و بی کس، این زن پر شده از نفرت، من نبودم.

ترسیدم! از خودم ترسیدم که دستش را پس زدم و خودم را از خانه، آپارتمان، کوچه و محله ی لعنتیشان بیرون کشیدم…

توجه:دوستانی که تمایلی به ادمه دادن این رمان در تلگرام را ندارند با در خواست در قسمت دیدگاه یا همون نظرات در همین صفحه به ما اعلام کنند تا در سایت ادمه رمان منتشر شود

فصل جدید رمان افگار هزاهز در کانال تلگرام نویسنده جدیدا آغاز شده لذا در صورت تمایل به کانال تلگرام نویسنده از اینجا متصل شوید 

ویا کانال تلگرام:https://t.me/joinchat/AAAAAET6PAHV1OoS2nCHVg

توجه:دوستانی که تمایلی به ادمه دادن این رمان در تلگرام را ندارند با در خواست در قسمت دیدگاه یا همون نظرات در همین صفحه به ما اعلام کنند تا در سایت ادمه رمان منتشر شود

افگار هزاهز
دانلود رمان افگار هزاهز
Rating: 5.0/5. From 1 vote.
Please wait...

همچنین ببینید

مرد وحشی بقلم رویا روستمی

رمان مرد وحشی پارت 17

رمان مرد وحشی جهت مشاهده پارت های منتشر شده از این رمان از اینجا کلیک …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *