خانه / آخرین مطالب / رمان عشق بی رحم جلد اول

رمان عشق بی رحم جلد اول

رمان عشق بی رحم جلد اول

جلد دوم رمان عشق بی رحم از اینجا کلیک کنید

پارت اول تا اخر انتهای صفحه

نویسنده:رز آبی

ژانر:عاشقانه

خلاصۀ رمان:
دل ارام و آرتان پسر عمو دختر عمویی که عاشق همند و نامزد
چیزی تا مراسم عروسیشون نمونده ولی آرشام برادر آرتان هم این میون دیونه وار عاشق دل ارام طوری که به هیچکس و هیچ چیز رحم نمیکنه حتی برادرش
و یک روز برای به دست اوردن دل ارام اون و تنها گیر میاره و…

مقدمۀ رمان:
دنیامی تو مثه نفس میمونی هر جا همرامی
میدونی تموم زندگیمی دنیامی
دیگه چی بگم بمونی و نری
شاید شد شاید موندی و دوباره هرچی باید شد
نگو هیچی رو به راه نمیشه شاید شد
دیگه چی بگم بمونی و نری
نگاهم کن یه نگاه تو میتونه زندگیم باشه
تو که بودنت میتونه دلخوشیم باشه
بذار حس کنم همیشه دارمت
نگاهم کن بذار زندگی دوباره با تو برگرده
ببین عشقمون روزای سختو طی کرده
بذار حس کنم همیشه دارمت

 قسمتی از رمان جلد اول رمان عشق بی رحم:

جلو آیینه می ایستم ،
امروز با آرتان قرار داشتم و باید به بهتری شکل آماده میشدم …

یه آهنگ شاد گذاشتم و ولومش رو بردم بالا و شروع کردم به آرایش کردن …
خط چشممو زیر چشمای آبی درشتم که کشیدم رژ لب کالباسی رنگمو برداشتم و روی لبهای قلوه ای و خوش فرمم کشیدم…
مژه های بلندمو ریمل زدم…
توی ابروهامم یکم مداد کشیدم و جلوی موهامو چپ زدم…
شال صورتی رنگمو روی موهام انداختم… قسمتی از موهامو از پشتم اوردم و جلوم ریختم تا از زیر شال بیرون باشه …

آرتان عاشق موهام بود.. دلم میخواست هر چه زودتر رسمی واسه هم بشیم.. گوشیم که زنگ خورد آهنگ و کم کردم و جواب دادم:

– جونم؟

صدای شادش و شنیدم:

– جووون تو فقط حرف بزن عشقم!

از ته دل خندیدم:

– چطوری نفسم؟

– خوبم عزیزم…تو ماشین منتظر عشقم نشستم!

رژگونه رو روی گونه هام میزنم و همون طور که مانتو سفیدمو تنم میکنم میگم:

– اومدم اومدم!

سریع از اتاقم بیرون میرم و کوله ی صورتی مو رو دوشم می ندازم مامان از بالای پله ها صدا میزنه:

– دل آرام کجا؟

– ارتان منتظرمه … میریم بیرون!

و بدون اینکه منتظر حرف دیگه ای باشم در و میبندم و حیاط بزرگ و دلبازمون و رد میکنم…

سوار ماشینش که میشوم از بوی عطر تلخ و مردونش مست میشم:

– سلام به خوش تیپ ترین مرد دنیا

خم میشم و گونه شو می بوسم:

– دلم تنگ شده بود واست!

لبخند میزنه

– مهر زدی باز به این لپ من.. کم بزن رژ به اون لبات!

اخم میکنم:

– چرا به این خوشگلی؟

– خوردنی میشه نمیتونم جلو خودم و بگیرم لامصب!

بلند میخندم و با گفتن زهرمار حرکت میکنه:

– خب کجا بریم؟

– اوووم… بریم خونتون اول من به زن عموی خوشگلم سر بزنم… پاش بهتره؟

واسه ماشین جلویی بوق میزنه و میگه:

– آره فقط هنوز یک هفته باید تو گچ باشه!

ناراحت بغض تصنعی میکنم:

– اخی الهی بمیرم!

– خدا نکنه عه… پاش خوب شه جشن نامزدی و میگیریم این‌محرمیت یک ماهمون میشه همیشگی!

میخندم و میگم:

– من هنوز فکرامو نکردم که!

– تو غلط کردی توله!

بلند تر میخندم و جلوی خونه که ترمز میکنه پیاده میشم و هر دو وارد خونه میشیم آرتان نگام میکنه و میگه:

– بزار ببینم اگه خواب نیست بریم!

– باشه!

از پله ها بالا میره و روی پله می نشینم و ناخونم و به دندون می گیرم که با ضربه ای که به رون پام میخوره از جا می پرم..با دیدن ارشام بلند میشم:

– تو راه نشین!

عقب میرم:

– سلام!

با دیدن اخماش به نرده ها می چسبم…

نمیدونم چرا ازش می ترسم:

– پیامام چرا بی جواب می مونه خوشگله؟

با اخم میگم:

– فکر کردم اشتباه فرستادی!

با جدیت میگم:

– اشتباه کردی!

با صدای آرتان ازم دور میشه و از پله ها پایین میره!

 

شصت تیپ مرجع کامل دانلود رمان

پارت1

پارت2

پارت3

پارت4

پارت5

پارت6

پارت7

پارت8

پارت9

پارت10

پارت11

پارت12

پارت13

پارت14

پارت15

پارت16

پارت17

پارت18

پارت19

پارت20

پارت21

پارت22

پارت23

پارت24

پارت25

پارت26

پارت27

پارت آخر

 

رمان عشق بی رحم جلد اول
جلد اول رمان عشق بی رحم

Rating: 3.2/5. From 5 votes.
Please wait...

همچنین ببینید

مرد وحشی بقلم رویا روستمی

رمان مرد وحشی پارت 17

رمان مرد وحشی جهت مشاهده پارت های منتشر شده از این رمان از اینجا کلیک …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *