آخرین مطالبرمان های حمایتیصفحه اصلیلیست کامل رمان هامن عاشقم یا تو سارگل

رمان من عاشقم یا تو نوشته سارگل

رمان من عاشقم یا تو

*پارت اول تا اخر انتهای صفحه*

نویسنده:سارگل

مقدمه:

سوگل خبرنگاره و برای مصاحبه با مردی که این روزها سر و صدای زیادی کرده پذیرفته میشه .

یک مصاحبه ی ساده شروعه یک داستان پرماجراست. 

سروش ، سوگل ، معین هر سه مهره هایی هستن که روی صفحه ی شطرنج زندگیشون دور خودشون میچرخن و کیش و مات … 

یعنی برملا شدن راز هایی مگو … 

قسمتی از رمان:

عاشق بودی ، عاشق منه رو سیاه … 

منی که خودم رو به خاطر گاز زدن به یه سیب کال و کرم خورده از بهشت وجودت روندم . 

به قعر جهنم افتادم ، دوباره اومدی … 

اما این بار تو اون آدم عاشق نبودی ! 

خواستم حوا بشم اما راه برگشتی نداشتم…. 

سردرگمم ، نمیدونم … 

من عاشقم یا تو ؟

ادعایی ندارم ، اگر عاشق بودم نمیرفتم .

اما تو اگر عاشق بودی میماندی .

با روی سیاهم برمیگشتم ؛  عاشق بودی میبخشیدی ، اما نه … 

روی این حس لعنتی بینمان نام عشق مضحک است . 

به این نتیجه رسیدم که نه من عاشقم و نه تو… 

قبول کن ، بزرگ شدم اما دل کندن سخته.

قبول کن ، خیلی راحت دل کندی … 

قبول کن پشیمان شدم. 

قبول کن نبخشیدی .

باشه عاشق نیستم…. 

تو هم عاشق نباش … 

بگذار به این دل تلقین کنم که عاشقی از بین رفته. 

عاشقی رو از یاد میبرم …

تو هم فراموش کن

انگشت هامو در هم میپیچم ؛ 

هیجان داشتم ، برای اولین استقلال کاری که به عهده ام گذاشته بودن. 

باورم نمیشد ، هم خوشحال بودم و هم از استرس دست و پام یخ زده بود . 

رویای باورنکردنی بود ، من برای مصاحبه با یکی از تاجر های بزرگ ایران اومده بودم. 

با معین صدرا ، کسی که آوازه ی موفقیتش این روز ها تیتر هر روزنامه و خبرگزاری بود.  نگاه زیرزیرکانه ای به اطراف میندازم ، همه جا از تمیزی برق میزنه ؛

دیزاینش انقدر شیک و قشنگه که برای من مثل رویا میمونه .

نیشگونی از کنار پام میگیرم و به خودم تشر میزنم : 

-ندید بدید بازی ممنوع .

تشر میزنم اما به خودم حق میدم ، کی میتونست چشم هاشو روی اون همه جمال و جبروت ببنده ؟  اون هم منی که برای رسیدن به این جا انقدر تلاش کردم.  

بالاخره ، بعد از کلی معطلی منشی جناب صدرا از جا بلند میشه و خطاب به من میگه : 

-دنبالم بیاین خانم فرهد . 

از جا بلند میشم ، کیفم رو ، روی شونم میندازم و پرونده ی موفقیت های جناب صدرا رو هم به دست میگیرم .

دیگه وقت بچه بازی و شیطنت نیست ، با جدیت تمام دنبال منشی میرم ، صدای تق تق پاشنه های کفشم بهم اعتماد به نفس و قدرت میده . 

لباس های رسمیم ، منو حسابی برای ملاقات با این جناب کله گنده آماده کرده. 

منشی ، در یک اتاق رو باز میکنه و با لفظی کشیده و زیبا جمله اشو بیان میکنه : 

-خانم فرهد توی اتاق جلسه منتظر باشید تا جناب صدرا بیان برای مصاحبه. 

لبخندی به روش میزنم و وارد اتاق میشم ، از اون اتاق هایی بود که با دیدنش ، دلت یک سوت جانانه میخواست اما شک داشتم که اون جا دوربین داره یا نه ! 

آخه از این پولدارها و کله گنده ها هر انتظاری میرفت ، بالاخره هر چه مقام بالاتر بره ، دشمناتم بیشتر میشن .

صدای غیر منتظره ی زنگ موبایلم ، باعث میشه سر جام بپرم. 

با حرص سر کیفم رو باز میکنم و در همون حین زیر لب به خودم غر میزنم : 

دختره ی احمق همین روز اولی گند بزن که اخراجت کنن. 

آخه کی وسط مصاحبه با خودش موبایل روشن میاره ؟ 

 از لابه لای وسایلم موبایلم رو پیدا میکنم ، با دیدن اسم سروش روی صفحه ی موبایلم ، تمام عصبانیتم فروکش میکنه .

مثل همیشه با به یاد آوردنش لبخندی روی لب هام میاد و از اطرافم فارغ میشم

تماس رو وصل میکنم و روی مبل های گرون قیمت اون جا میشینم ، صدای مردونه ی سروش طنین انداز تارهای صوتیم میشه : 

-کجایی عزیزم ؟ 

ماهیچه های گونه ام شل میشه ، لبخندی به پهنای صورتم میزنم و میگم : 

-یه جای توپ … 

سروش: خوب پس تنها تنها میری جاهای توپ من چی ؟ 

دلم میگیره  ، از این که به خاطر من تمام خوشی های زندگیش رو زیر پاش گذاشته و مردونه سر حرفش به پدرم ایستاده . 

دلگیریم رو پشت صدای خندونم پنهون میکنم : 

-امشب دوتایی بریم ؟ خیلی وقته بیرون نرفتیما … 

سروش : سوگل من که از خدامه باهات وقت بگذرونم ، این تویی که مدام کارتو بهونه میکنی ، گاهی اوقات به بقیه ی نامزدها غبطه میخورم . 

بی حوصله میشم ، درست مثل این اواخر … 

-تو که شرایط زندگیمونو میدونی سروش خوب منم برای زندگیه جفتمون تلاش میکنم .

سروش : مشکلم همین جاست که راضی به کار کردنت نیستم ، حق با باباته این وظیفه ی منه که تو رو تامین کنم . 

خسته از این بحث تکراری با صدایی که علنا بی میل شده میگم : 

-عزیزم شب صحبت میکنیم باشه ؟ الان باید قطع کنم. 

پارت1

پارت2

پارت3

پارت4

پارت5

پارت6

پارت7

پارت8

پارت9

پارت10

پارت11

پارت12

پارت13

پارت14

پارت15

پارت16

پارت17

پارت18

پارت19

پارت20

پارت21

پارت22

پارت23

پارت24

پارت آخر

دانلود رمان
رمان-من-عاشقم-یا-تو
No votes yet.
Please wait...

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن