آخرین مطالبجلد2رحم اجاره ایرمان های حمایتیصفحه اصلیلیست کامل رمان ها

جلد دوم رمان رحم اجاره ای

4.1 (82%) 30 vote[s]

جلد دوم رمان رحم اجاره ای

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان جلد2رحم اجاره ای وارد شوید

زمان انتشار هرروز ساعت 19

نویسنده:کلانتری

قسمتی از رمان:

_پول عمل خواهرت رو میدم اما!
با صدایی که از شدت سرما و گرسنگی میلرزید گفتم:
_اما چی؟!
_باید صیغه ی پسر من بشی و رحمت رو اجاره بدی!

خشک شده بهش خیره شده بودم توان زدن هیچ حرفی رو نداشتم

با شنیدن صدای پر از درد خواهرم به سمتش چرخیدم با مظلومیتی که دل هر کسی رو به درد میاورد گفت:
_آبجی من گرسنمه.

با درد بهش خیره شدم من حتی پولی نداشتم برای خواهرم غذا بخرم خواهرم مریضی قلبی داشت اگه اینجوری پیش بره حتی فکر کردن هم بهش قلبم رو به درد میاورد

_قبول میکنی تو نوه ی من رو بدنیا میاری و بزرگش میکنی میشی عروس من و در عوضش من تو و خواهرت رو همه جوره تامین میکنم.

بخاطر خواهرم مجبور بودم قبول کنم با درد لب زدم:
_قبوله.

نگاهم و به عمارت روبروم دوختم جایی که قرار بود برای همیشه زندگی کنم و شروع زندگی من باشه.

#چندسال‌بعد

_ستایش ندو مامان میفتی زمین!

نگاه شیطونی بهم انداخت و شروع کرد
به دویدن با حرص لب زدم:
_پدرسگ و ببین چجوری میخواد حرص من و دربیاره.

_چرا به پسر من فحش میدی؟!

با حرص نگاهی به مامان نرگس کردم و
لب زدم:
_حقشه!

ستاره با صدای شیطونی گفت:
_دیوونس خاله ولش کن!

تا خواستم به سمتش یورش ببرم با شنیدن صدای جیغ ستایش با ترس به سمتش برگشتم که با دیدن هیکل گلیش

جیغی از حرص کشیدم که صدای
خنده ی مامان نرگس و ستاره بلند شد

باحرص ستایش رو که با لبخند دندون نما بهم خیره شده بود از روی زمین برداشتم و زیر لب غر زدم:
_توله سگ تو چرا انقدر شیطونی آخه نمیتونی یه جا بند بشی.

ستایش رو دادم دست خدمتکار تا حمومش کنه خودمم به سمت اتاق
رفتم تا لباس مناسب براش ببرم

تقریبا چندسال از اونشب که رحمم رو اجاره دادم میگذره وقتی مامان نرگس
من و به این عمارت آورد و غیابی با

تعهدی که پسرش داده بود صیغه اش
شدم و بچه ای که تا حالا پدرش رو ندیدم تو شکمم بزرگ کردم و بدنیا

آوردم فکر میکردم بعد از بدنیا آوردن بچه مامان نرگس مارو میندازه بیرون
ولی اون من و خواهرم ستاره رو بیرون

نکرد و من و به عنوان عروسش میبینه‌
از بابای ستایش هم تا حالا خبری نشده
و خیالم راحته که نمیاد و ستایش رو ازم بگیره

_بهار خانوم!

_جانم.
_خانوم ‌کارت دارن!
_باشه الان میرم این لباس های ستایش رو هم ببر عوض کن بعدش بیارش پیش من.
_چشم خانوم.

_مامان نرگس کارم داشتید؟!

نگاهی بهم انداخت و گفت:
_آره دخترم بیا بشین.

با نگرانی روی مبل نشستم و لب زدم:
_چیزی شده؟!

_ببین دخترم ساشا داره برمیگرده!

با بهت لب زدم:
_چی؟!

_ساشا داره میاد!

با صدای لرزونی لب زدم:
_من و خواهرم باید بریم؟!دخترم چی من..

مامان نرگس با حرفی که زدم با عصبانیت حرفم و قطع کرد و گفت:
_تو مادر نوه ی منی این چه حرفیه من فقط میخواستم از اخلاق ساشا برات بگم تا فردا که اومد باهاش کلکل نکنی دیگه از این حرفا نشنوم ازت فهمیدی؟!

_چشم.

_ساشا اخلاقش خیلی تنده اخلاقش خشنه ولی دل مهربونی داره باهاش کلکل نکن اون ستایش و به عنوان دخترش قبول نداره.

امروز قرار بود پدر ستایش بیاد پدر بچم کسی که تا حالا یکبار هم ندیده بودمش و فقط از اخلاق خشن و بدش شنیده بودم

خیلی از روبرویی باهاش میترسیدم
از اینکه من و خواهرم رو بندازه بیرون
و دخترم رو ازم بگیره حتی فکر کردن بهش

هم قلبم رو به درد میاورد.
_مامان مامان.

_جونم.

با چشمهایی که از خوشحالی برق
میزد بهم نگاه کرد و گفت:
_بابا داره میاد.

با لبخند لب زدم:
_آره.

با خوشحالی دستاشو بهم کوبید و گفت:
_یعنی از این به بعد با بابایی میلیم بیلون.

_شیطون خانوم مگه من نمیبرمت بیرون.

لباش و برچید و با سادگی لب زد:
_بلام بستنی نمیخلی.

_مامان اگه میتونی بیا من بگیل.

با حرص داد زدم:
_ندو پدرسگ میخوری زمین.

دنبالش حرکت کردم که ستایش رو کنار
مرد جوونی دیدم با عصبانیت به
سمتش رفتم و فحش میدادم:
_توله سگ مگه نگفتم‌ ندو میخوری زمین؟

نگاهی به مردی که ایستاده بود
انداختم چیزی که اول از همه تو صورتش جلب توجه میکرد

چشمهای سرد و یخیش بود
نمیدونم چی تو صورتش داشت
که باعث شد با صدای آروم و ترسونی بگم:
_با کسی کار داشتید؟!

نگاه سردی بهم انداخت که از
سردی نگاهش حس کردم تمام بدنم
یخ زد بدوم اینکه سئوالم رو جواب بده

به سمت خونه حرکت کرد با
دهن باز بهش خیره شده بودم
مرتیکه ی گوریل

رمان-رحم-اجاره-ای-جلد-دوم
رمان-رحم-اجاره-ای-جلد-دوم

نوشته های مشابه

‫5 نظرها

  1. بد دهنی یه دختر فوق العاده زیاد جذابیتشو میاره پایین . این چه مادریه که با این که این همه بچشو دوست داره ولی بازم دخترشو با الفاظ زشت صدا میکنه

  2. چند پارتشو خوندم نمیدونستم بخندم یا گریه کنم واقعا چرند و مزخرف بود.به سریالهای ترکی یه سور زده.نمیدونم کدوم ذهن خلاقی این اراجیفو نوشته.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

همچنین ببینید

بستن
بستن