خانه / آخرین مطالب / داستان شب

داستان شب

داستان شب شماره16

www.60tip.ir

داستان شب شماره16 وانی از رفیقش پرسید : کجا کار می‌کنی ؟ پیش فلانی، ماهانه چند می‌گیری؟ ۵۰۰۰. همه‌ش همین؟ ۵۰۰۰ ؟ چطوری زنده‌ای تو؟ صاحب کار قدر تو رو نمی دونه، خیلی کمه ! یواش یواش از شغلش دلسرد شد و درخواست حقوق بیشتر کرد ، صاحب کار هم …

ادامه نوشته »

داستان شب شماره15

www.60tip.ir

داستان شب شماره15 چند شب پیش بود، داشتم از ده‌های حوالی باهو برمی‌گشتم. بین‌راه از «بیابون بین‌زی‌رو» که پشت کوه‌های کم‌ارتفاع دیواره‌دریا نزدیک ده‌ مون واقع است، داشتم رد می‌شدم که «چراغ جادو» رو پیدا کردم، داشتم نگاهش می‌کردم که غول ازش بیرون اومد. غول گفت؛ چی می‌خواهی پسر؟! با …

ادامه نوشته »

داستان شب شماره13

www.60tip.ir

داستان شب شماره13 انشای یک دانش آموز، در مورد “پول حلال” نان حلال خیلی خیلی خوب است. من نان حلال را خیلی دوست دارم. ما باید همیشه دنبال نان حلال باشیم، مثل آقا تقی. آقاتقی یک ماست‌بندی دارد.او همیشه پولِ آبِ مغازه را سر وقت می‌دهد تا آبی که در …

ادامه نوشته »

داستان شب شماره12

www.60tip.ir

داستان شب شماره12 یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیرتکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند : با بخشیدن،عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق …

ادامه نوشته »

داستان شب شماره 10

www.60tip.ir

استاد تقلبی را اطاعت می‌کرد که به نفعش بود. وقتی فهمید اوضاع برگشته و دستورات جدید استاد تعهدآور و پرهزینه شده، بلافاصله از او رویگردان شد و دیگر به سراغش نرفت. همسرت استادش را به طور مشروط پذیرفته بود. این را باید از همان روز اول می‌فهمیدی.

ادامه نوشته »

داستان شب شماره 9

www.60tip.ir

در یکی از شهرهای اروپایی پیرمردی زندگی می کرد که تنها بود. هیچکس نمی دانست که چرا او تنهاست و زن و فرزندی ندارد. او دارای صورتی زشت و کریه المنظر بود. شاید به خاطر همین خصوصیت هیچکس به سراغش نمی آمد و از او وحشت داشتند ،

ادامه نوشته »

داستان شب شماره 8(آیت الله بروجردی ویهودیان)بر اساس واقعیت

www.60tip.ir

آقای بروجردی با نقل این داستان فرموده بودند: «شما طلاب عزیز مواظب باشید دزد عقیده مردم نباشید». رحمت و رضوان بی انتهای الهی بر آن مرجع عالیقدر که با عمل خود مردم را هدایت می فرمود. نقل از روزنامه سازندگی، ۱۶ مرداد ۱۳۹۷

ادامه نوشته »

داستان شب شماره 7(بر اساس واقعیت)

www.60tip.ir

" ﺍﻭﻟﯿﺎ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ... ﻟﻄﻔﺎ" ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﺯﺳﺎﺯﯼ ﺿﺮﯾﺢ ﺣﺮﻣﯿﻦ ﺷﺮﯾﻔﯿﻦ ﺩﺭﻋﺘﺒﺎﺕ ﻋﺎﻟﯿﺎﺕ ﻣﺒﻠﻎ ۱۰ هزار تومان ﮐﻤﮏ ﻧﻤﺎﯾﯿﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺛﻮﺍﺏ ﺁﻥ ﺷﺮﯾﮏ ﺷﻮﯾﺪ " ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﺑﺎ ﺁﻥ ﭘﻮﻝ ﺳﺎﺧﺖ ﻭ ﺳﺎﺯ ﺭﺍ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﯾﮏ ﻫﻔﺘﻪ ﮐﻼﺱ ﮐﺎﻣﻼ ﻧﻮﺳﺎﺯﯼ ﺷﺪ. ﺩﺭ ﻭ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ؛ ﺩﯾﻮﺍﺭﻫﺎ ﺳﻔﯿﺪ ﺷﺪ ﻭ ﮐﻒ ﮐﻼﺱ ﺳﯿﻤﺎﻥ ﺷﺪ. خاطره یک معلم ( بر اساس واقعیت )

ادامه نوشته »