خانه / آخرین مطالب / رمان / رمان عشق برادرانه

رمان عشق برادرانه

www.60tip.ir

پایان جلد اول رمان عشق برادرانه

رمان عشق برادرانه  جهت مشاهده به ترتیب پارت های رمان عشق برادرانه از اینجا کلیک کنید چند ماه گذشت حالم هر روز بدتر از قبل میشد چجوری میتونستم امیرسام رو فراموش کنم من تازه عاشقش شده بودم حتی فرصت نشد بهش بگم کاش زنده بود کاش میتونستم بهش بگم چقدر …

ادامه نوشته »
www.60tip.ir

رمان عشق برادرانه فصل چهاردهم

رمان عشق برادرانه  جهت مشاهده به ترتیب پارت های رمان عشق برادرانه از اینجا کلیک کنید داخل اتاق تنها نشسته بودم بعد از اینکه نسترن رفت امیرسام گفت میخواد تنها بمونه بغض کرده داخل اتاق نشسته بودم و به جای خالی امیرسام خیره شده بودم نمیتونستم بخوابم به بودنش عادت …

ادامه نوشته »
www.60tip.ir

رمان عشق برادرانه فصل سیزدهم

رمان عشق برادرانه  جهت مشاهده به ترتیب پارت های رمان عشق برادرانه از اینجا کلیک کنید به سمتش برگشتم و‌ بهش خیره شدم با ترس و مظلومیت بهم خیره شده بود منتظر و سئوالی بهش خیره شدم که با صدای آرومی گفت: _خواهرم کی میاد؟! میدونستم حتما یه سئوالی داره …

ادامه نوشته »
www.60tip.ir

رمان عشق برادرانه فصل دوازدهم

رمان عشق برادرانه  جهت مشاهده به ترتیب پارت های رمان عشق برادرانه از اینجا کلیک کنید نگاهی به خانواده نسترن انداختم چقدر خودشون رو میگرفتند رفتارشون خیلی زشت بود حتی با مادر امیرسام هم خیلی بد و تحقیر کننده صحبت می‌کردند خیلی تعجب کرده بودم از این مدل رفتارشون چرا …

ادامه نوشته »
www.60tip.ir

رمان عشق برادرانه فصل یازدهم

رمان عشق برادرانه  جهت مشاهده به ترتیب پارت های رمان عشق برادرانه از اینجا کلیک کنید چند روز گذشته بود فضای خونه خیلی ساکت شده بود امروز فاطمه مرخص شده بود و قرار بود برگرده خونه امیرسام رفته بود تا مادرش و فاطمه رو بیاره این چند روز که گذشته …

ادامه نوشته »
www.60tip.ir

رمان عشق برادرانه فصل دهم

رمان عشق برادرانه  جهت مشاهده به ترتیب پارت های رمان عشق برادرانه از اینجا کلیک کنید _خانوم آقا عصبی می… حرفش و قطع کردم و با صدای عصبی گفتم: _برو بیرون! با بیرون رفتن خدمتکار خودم و روی تخت انداختم میدونستم امیرسام عصبی میشه اما برام مهم نبود اون من …

ادامه نوشته »
www.60tip.ir

رمان عشق برادرانه فصل نهم

رمان عشق برادرانه  جهت مشاهده به ترتیب پارت های رمان عشق برادرانه از اینجا کلیک کنید روی تخت خوابیده بودم و مثل هر شب منتظر اومدن امیرسام بودم امشب مهمی برای من بود قرار بود دخترانگیم و بخاطر خواهرم ببخشم قرار بود همخواب مرد متاهلی بشم که همسرش تو اتاق …

ادامه نوشته »
www.60tip.ir

رمان عشق برادرانه فصل هشتم

رمان عشق برادرانه  جهت مشاهده به ترتیب پارت های رمان عشق برادرانه از اینجا کلیک کنید مادر امیرسام با تأسف نگاهی به نسترن انداخت و از اتاق رفت بیرون من و فاطمه هم به دنبالش از اتاق بیرون رفتیم. روز عجیبی بود هیچکس برای شام از اتاقش بیرون نیومد انگار …

ادامه نوشته »
www.60tip.ir

رمان عشق برادرانه فصل هفتم

رمان عشق برادرانه  جهت مشاهده به ترتیب پارت های رمان عشق برادرانه از اینجا کلیک کنید با تعجب به رفتن مادرجون نگاه کردم به سمت فاطمه برگشتم و لب زدم: _چیشد؟! با ناراحتی لب زد: _هیچی ببخشید تو رو هم ناراحت کردیم. _من ناراحت نشد. فاطمه تا خواست حرفی بزنه …

ادامه نوشته »
www.60tip.ir

رمان عشق برادرانه فصل ششم

رمان عشق برادرانه  جهت مشاهده به ترتیب پارت های رمان عشق برادرانه از اینجا کلیک کنید با سیلی محکمی که امیرسام تو گوش نسترن زد نسترن نتونست تعادلش رو حفظ کنه و پرت شد روی زمین بهت زده به امیرسام خیره شده بودم که از عصبانیت نفس نفس میزد و …

ادامه نوشته »