خانه / آخرین مطالب / رمان / سرنوشت آهکی

سرنوشت آهکی

رمان سرنوشت آهکی پارت آخر

رمان سرنوشت آهکی جهت مشاهده به ترتیب رمان سر نوشت آهکی از اینجا کلیک کنید -چطور؟  -آخه با دیدنش حس کردم میشناسمش. برام بیش از حد آشنا بود. میثاق با چشم های گرد شده گفت: جدی؟ -آره. -چقدر میشناسی؟  -مثلا اگه بهم نمیگفتی که تا بحال ازدواج نکردم حتما فکر …

ادامه نوشته »

رمان سرنوشت آهکی پارت 23

رمان سرنوشت آهکی جهت مشاهده به ترتیب رمان سر نوشت آهکی از اینجا کلیک کنید -کجا بودی پیش سایمون؟ میدونستم دنبالشن بنابراین گفتم: نه. خونه ی دوستم بودم. -واقعا؟ -آره. اسمش شراره است. تنها دوستمه. – یعنی میخوای بگی از سایمون خبر نداری؟ -سایمون برگشت لندن. -جدی؟  -آره . -اگه …

ادامه نوشته »

رمان سرنوشت آهکی پارت 22

رمان سرنوشت آهکی جهت مشاهده به ترتیب رمان سر نوشت آهکی از اینجا کلیک کنید -خوشبختی های پوچ؟  -آره. -منظورت چیه؟  -ببین نمیدونم دقیق باید چجوری برات توضیح بدم اما همین قدر بدون که هیچ مردی رو پیدا نمیکنی که از هر نظر کامل باشه . هر کس عیب و …

ادامه نوشته »

رمان سرنوشت آهکی پارت 21

رمان سرنوشت آهکی جهت مشاهده به ترتیب رمان سر نوشت آهکی از اینجا کلیک کنید دوباره اخم مهمون صورتش شد و گفت: من برای رسیدن به تو حتی اگه لازم باشه جلوی خدا هم می ایستم. -تو حتی اون زندگی که دوست داری رو به خدا هم تحمیل میکنی. اما …

ادامه نوشته »

رمان سرنوشت آهکی پارت 20

رمان سرنوشت آهکی جهت مشاهده به ترتیب رمان سر نوشت آهکی از اینجا کلیک کنید همون جور که میخندیدم دست هامو از هم باز کردم و گفتم: چرا بد باشم؟مگه نمیبینی چقدر خوشبختم؟دوتا خودکشی نا موفق نشانه ی خوشبختی نیست پس نشانه ی چیه؟ و قهقهه ایی زدم و گفتم: …

ادامه نوشته »

رمان سرنوشت آهکی پارت 19

رمان سرنوشت آهکی جهت مشاهده به ترتیب رمان سر نوشت آهکی از اینجا کلیک کنید سرم رو به نشونه ی آره تکون دادم اونم با لبخند رفت بیرون. چند دقیقه ای طول کشید تا اینکه خاله وارد اتاق شد. با غم نگاهش کردم و خواستم چیزی بگم که کوله ام …

ادامه نوشته »

رمان سرنوشت آهکی پارت 18

رمان سرنوشت آهکی جهت مشاهده به ترتیب رمان سر نوشت آهکی از اینجا کلیک کنید برجسته،بینی کشیده و عقابی، تمام اجزای صورتش رو تشکیل میداد. از روزی که به این خونه اومده بود نرگس رو اینجا دیده بود. هیچ وقت هیچ خطایی از نرگس سر نزده بود که بخواد اینجوری …

ادامه نوشته »

رمان سرنوشت آهکی پارت 17

رمان سرنوشت آهکی جهت مشاهده به ترتیب رمان سر نوشت آهکی از اینجا کلیک کنید دست سایمون از ضربه زدن ایستاد. نرگس هم تازه متوجه شد که چه گندی زده. با ترس سرش رو بلند کرد. سایمون با چشم های ریز شده خیر شده بود به نرگس. نرگس آب دهنش …

ادامه نوشته »

رمان سرنوشت آهکی پارت 16

رمان سرنوشت آهکی جهت مشاهده به ترتیب رمان سر نوشت آهکی از اینجا کلیک کنید -نمیدونم . -اصلا به فرض هم تونستی اعتمادش رو جلب کنی اونم راضی شد باهات ازدواج کنه. میتونی با مردی که هیچ علاقه ایی بهش نداری یک عمر زندگی کنی؟ این حرفش درست بود. من …

ادامه نوشته »

رمان سرنوشت آهکی پارت 15

رمان سرنوشت آهکی جهت مشاهده به ترتیب رمان سر نوشت آهکی از اینجا کلیک کنید -مثلا الان که فرار کردی کجا میخوای بری؟ -میرم خونه ی بابام دیگه. عاقل اندر سفیه نگاهم کرد و گفت: نابغه اولین جایی که سایمون دنبالت بگرده خونه ی پدرته . -پس کجا برم؟ کمی …

ادامه نوشته »