خانه / آخرین مطالب / رمان / رمان عذاب

رمان عذاب

رمان عذاب پارت 15

رمان عذاب جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عذاب از اینجا کلیک کنید  نعیم –کجا تصادف کرده؟ مامان-سر همین چهارراه نعیم- بابا کی رفت؟ مامان-دو روزه رفته نعیم- زنگ میزدی من بر میگشتم مامان –نه مامان جان شما رفته بودید ماه عسل بهتون خبر میدادم که زهرتون میشد …

ادامه نوشته »

رمان عذاب پارت 14

رمان عذاب جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عذاب از اینجا کلیک کنید  کامیار –تو و نگین امان بدید حالش جا میاد پشتشو ماساژ بدید …نگین تا اومد تکون بخوره کامیار گفت: -تو نمی خواد با اون پهلوی شکسته ات این کار رو بکنی «اومدم من پشت مامانمو …

ادامه نوشته »

رمان عذاب پارت 13

رمان عذاب جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عذاب از اینجا کلیک کنید  -توی این موقعیت نفس پناهی نیستم نه؟فقط وقتی کمر همتتو می بندی که بدبختم کنی میشم نفس پناهی ،دختر معشوقه ی مادرت دختر رقیب بابات … منو باز تو بغلش میون حصار محکم دستاش گرفت …

ادامه نوشته »

رمان عذاب پارت 12

رمان عذاب جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عذاب از اینجا کلیک کنید  آرمین هم به کامیار اضافه شد و گفت : -بیا پایین ، مگه بچه ت و  که واسه مرگ و زندگیش تصمیم میگیری ؟ نگین – تو لطف ا  ساکت شو ، این )اشاره به …

ادامه نوشته »

رمان عذاب پارت 11

رمان عذاب جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عذاب از اینجا کلیک کنید  سوگل…سوگلوبگو انقدر غر و قمزه داره که همه ی مردا رو طرف خودش میکشونه…وای وای وای اینا هیچی دختر عموی ملیکا نرسیده باشه شیده رو بگو از اون هایی که مخ پسر میزنه تو هنگ …

ادامه نوشته »

رمان عذاب پارت 10

رمان عذاب جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عذاب از اینجا کلیک کنید  رفتم پیش مامان تا میوه ها رو بشورم ،همینطور ذهنم درگیر بابا بود و نگاه و حرکاتشو، اون حلقه…و آرمین هم اونطرف تر روی مبل های حصیری چوبی حیاط نشسته بودو ما رو نگاه میکردو …

ادامه نوشته »

رمان عذاب پارت 9

رمان عذاب جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عذاب از اینجا کلیک کنید  نگین رفت تو اتاقو در رو بست و گفتم: -ای کاش نمی رفتید «از جا بلند شدمو رفتم تو اتاق و دیدم نگین با همون حال دآره تو اتاق رژه میره تا منو دید گفت:» …

ادامه نوشته »

رمان عذاب پارت 8

رمان عذاب جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عذاب از اینجا کلیک کنید  ،میخوای مامانت به دور از واقعیت با آرامش همیشگی زندگی کنه؟میخوای سلام باشه؟میخوای نندازمش گوشه بیمارستان؟میخوای عروسی   نعیم… با کف دستام زدم تخت سینه اشو با گریه وجیغ گفتم: -به مامانم کاری نداشته باش اومد …

ادامه نوشته »

رمان عذاب پارت 7

رمان عذاب جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عذاب از اینجا کلیک کنید  -چَ  َِ َ شَم ،شما امر بفرمایید پرنسس من بدنم داشت لمس میشد زیر زانوم خالی شد ،آرمین زیر جفت بغلامو گرفت و با نگرانی گفتم: -نگین…بلند صدا میزدم ولی صدام خفیف بیرون میومد…نگین.. آرمین-من …

ادامه نوشته »

رمان عذاب پارت 6

رمان عذاب جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عذاب از اینجا کلیک کنید  -با منی؟یا نگین؟ آرمین-با هیچ کدوم -کسی خونه اته؟ آرمین-دوستم،من یه ساعت دیگه میام دنبالت راستی بابات رفت؟ -نمیدونم، با نگین قبل  ِ رفتنشون رفتیم بیرون آرمین-آخه امروز ولنتاین وبالاخره شب عشاقو … -بسه آرمین …

ادامه نوشته »