خانه / آخرین مطالب / رمان / رمان من بد نیستم

رمان من بد نیستم

رمان من بد نیستم پارت24

رمان من بد نیستم جهت مشاهده پارت های پخش شده این رمان از اینجا کلیک کنید. تکیه اشو از میز گرفت روی صورتم خم شد _مهرشاد؟ کی گفته قراره با مهرشاد ازدواج کنی؟ لبمو به دندون گرفتم که چشماش از چشمام گرفت به لبام خیره شد سریع ولشون کردم اب دهنمو …

ادامه نوشته »

رمان من بد نیستم پارت23

رمان من بد نیستم جهت مشاهده پارت های پخش شده این رمان از اینجا کلیک کنید. دوباره با اشتیاق بهش خیره شدم ولی حرفی نزدم _کیان نقشه ریخت وقتی تو رستوران بودید من رفتم اپارتمان کیارش…از نگهبان سراغش رو گرفتم سعی کردم منحرفش کنم که بهم شک کنه سکوت کرد با …

ادامه نوشته »

رمان من بد نیستم پارت22

رمان من بد نیستم جهت مشاهده پارت های پخش شده این رمان از اینجا کلیک کنید. به جای خالی ماشین کیارش نگاه کردم. این یهو کجا بلند شد رفت؟ خدایا حالا من چکار کنم؟ یعنی چی این رفتارش؟ از کنار جدول راهمو گرفتم رفتم به کجا رو نمیدونم فقط میرفتم چند …

ادامه نوشته »

رمان من بد نیستم پارت21

رمان من بد نیستم جهت مشاهده پارت های پخش شده این رمان از اینجا کلیک کنید. بدون هیچ حرفی دوباره بیرون زدم باید برمیگشتم بیمارستان جواب زنگای مهرشاد رو ندادم میدونستم خیلی سوال داره و تا بهش نگم چه اتفاقی افتاده دست از سرم برنمیداره #مهرسا درد عمیقی تو سرم پیچید …

ادامه نوشته »

رمان من بد نیستم پارت20

رمان من بد نیستم جهت مشاهده پارت های پخش شده این رمان از اینجا کلیک کنید. #مهرسا حوصلم سر رفته بود از بیکاری اعصابم بهم ریخته بود با اخم روی تخت دراز کشیده بودم و به سقف سفید زل زده بودم میترسیدم زخم بستر بگیرم! هروقت میرفتم پیش نازنین ازم فاصله …

ادامه نوشته »

رمان من بد نیستم پارت19

رمان من بد نیستم جهت مشاهده پارت های پخش شده این رمان از اینجا کلیک کنید. رفت بعد چند دقیقه با دوتا لیوان اومد فکر میکنم شربت البالو بود چون به سرخی میزد! حرفی نزدم درحالی که شربتم رو مزه مزه میکردم بهش چشم دوختم خیلی منتظرم نذاشت دو قلوپ از …

ادامه نوشته »

رمان من بد نیستم پارت18

رمان من بد نیستم جهت مشاهده پارت های پخش شده این رمان از اینجا کلیک کنید. با بردن اسم مامان دست روی نقطه ضعفم گذاشته بود خنده هیستریکی کردم نگاهم کرد غم رو تو چشماش احساس میکردم ولی برام ذره ای ارزش نداشت خیلی وقت بود که دیگه کیارش برام ارزش …

ادامه نوشته »

رمان من بد نیستم پارت17

رمان من بد نیستم جهت مشاهده پارت های پخش شده این رمان از اینجا کلیک کنید. _ولی چی؟ پوزخند حرصی و عصبی زد چشم ازش برنمیداشتم بعد چند قدمی که زد ایستاد و مشتی به دیوار کوبید از حرکاتش متعجب شده بودم ولی چیزی نگفتم _معامله کرد…میفهمی چی میگم کیان؟ برای …

ادامه نوشته »

رمان من بد نیستم پارت16

رمان من بد نیستم جهت مشاهده پارت های پخش شده این رمان از اینجا کلیک کنید. _مهرداد روی زانو افتاد به مرده التماس میکرد ازش میخواست باهاش کاری نداشته باشه گیج شده بودم همش با خودم‌ میگفتم مگه اون مرده با داداشم چیکار میکنه؟ همچنان نگاه میکردم که اون بیشرف از …

ادامه نوشته »

رمان من بد نیستم پارت15

رمان من بد نیستم جهت مشاهده پارت های پخش شده این رمان از اینجا کلیک کنید. _من شاید خیلی کارا کرده باشم شاید خیلی از دختر بچه ها رو اذیت کرده باشم ولی هیچوقت کسیو نکشتم اینو تو گوشت فرو کن و انقدر چرت و پرت نگو پوزخندی بهش زدم با …

ادامه نوشته »