خانه / بایگانی برچسب: پارت اول تا اخر رمان قاصدک

بایگانی برچسب: پارت اول تا اخر رمان قاصدک

رمان قاصدک

رمان قاصدک نوشته ناهید گلکار پارت آخر

رمان قاصدک نوشته ناهید گلکار جهت مشاهده به ترتیب رمان قاصدک نوشته ناهید گلکار از اینجا کلیک کنید اسفند سال 76 راوی الهام مادر لعیا : وقتی لعیا رو می دیدم که چطور توی باغ می دوید و خوشحال بود قلبم سر شار از شادی می شد .. هیچی تو …

ادامه نوشته »
رمان قاصدک

رمان قاصدک نوشته ناهید گلکار پارت 37

رمان قاصدک نوشته ناهید گلکار جهت مشاهده به ترتیب رمان قاصدک نوشته ناهید گلکار از اینجا کلیک کنید شام خوردیم یکم تلویزیون تماشا کردیم و به اصرار مامان همه کنار هم جا پهن کردیم و وسط حال خوابیدیم ..و من می دونستم که اون شب نمی تونم با امید حرف …

ادامه نوشته »
رمان قاصدک

رمان قاصدک نوشته ناهید گلکار پارت 36

رمان قاصدک نوشته ناهید گلکار جهت مشاهده به ترتیب رمان قاصدک نوشته ناهید گلکار از اینجا کلیک کنید با این حرف مامان انگار به قلبم تیر زد گفتم : مامان خانم منم بهتون گفته باشم محال بتونین منو از امید جدا کنین زیر بار این حرف نمیرم .. امید خودشم …

ادامه نوشته »
رمان قاصدک

رمان قاصدک نوشته ناهید گلکار پارت 35

رمان قاصدک نوشته ناهید گلکار جهت مشاهده به ترتیب رمان قاصدک نوشته ناهید گلکار از اینجا کلیک کنید از مامانی پرسیدم :منظورش چیه عقبه نداره ؟ مامانی بلند و با اعتراض به عذرا گفت : بس کن دیگه خواهر یک چیزی بهت میگم ها ..میدون رو خالی دیدی حالا هی …

ادامه نوشته »
رمان قاصدک

رمان قاصدک نوشته ناهید گلکار پارت 34

رمان قاصدک نوشته ناهید گلکار جهت مشاهده به ترتیب رمان قاصدک نوشته ناهید گلکار از اینجا کلیک کنید لعیا نمی دونم با این دل تنگی چیکار کنم ..این طوری نمیشه ادامه داد گفتم : فکر می کنی برای من آسونه ؟ منم دلم برای تو تنگ میشه خودتم می دونی …

ادامه نوشته »
رمان قاصدک

رمان قاصدک نوشته ناهید گلکار پارت 33

رمان قاصدک نوشته ناهید گلکار جهت مشاهده به ترتیب رمان قاصدک نوشته ناهید گلکار از اینجا کلیک کنید بابا یک مقدار پول از جیبش در آورد و کرد تو کیف من و گفت برات حساب پس اندازم باز کردم ..بعدا دفترچه ی اونو برات میارم .. گفتم :اگر پروانه ناراحت …

ادامه نوشته »
رمان قاصدک

رمان قاصدک نوشته ناهید گلکار پارت 32

رمان قاصدک نوشته ناهید گلکار جهت مشاهده به ترتیب رمان قاصدک نوشته ناهید گلکار از اینجا کلیک کنید تا روز جمعه که قرار بود بابا بیاد دنبالم همش فکر می کردم با پروانه چطوری بر خورد کنم و چی بهش بگم که دلم خنک بشه .. مامانم هم وقتی شنید …

ادامه نوشته »
رمان قاصدک

رمان قاصدک نوشته ناهید گلکار پارت 31

رمان قاصدک نوشته ناهید گلکار جهت مشاهده به ترتیب رمان قاصدک نوشته ناهید گلکار از اینجا کلیک کنید امید زورش بیشتر بود مثل اینکه دق زیادی از صالح داشت …خیلی زدش واقعا زد؛؛ نمی تونستیم اونو از روی صالح بلند کنیم … که یک مرتبه صالح یک چاقو در آورد …

ادامه نوشته »
رمان قاصدک

رمان قاصدک نوشته ناهید گلکار پارت 30

رمان قاصدک نوشته ناهید گلکار جهت مشاهده به ترتیب رمان قاصدک نوشته ناهید گلکار از اینجا کلیک کنید گفتم : امید تو رو خدا یواش برو تو گواهینامه نداری ..چطوری ماشین اون کثافت رو گرفتی از خودشو ماشینش بدم میاد …. امید عصبانی بود با صدای بلند در حالیکه بغض …

ادامه نوشته »
رمان قاصدک

رمان قاصدک نوشته ناهید گلکار پارت 29

رمان قاصدک نوشته ناهید گلکار جهت مشاهده به ترتیب رمان قاصدک نوشته ناهید گلکار از اینجا کلیک کنید تو راه فکر می کردم …به اون روزایی که صالح به ما زور می گفت و منو اذیت می کرد .. سال 72 ؛؛ ایام عید بود .. من چهار دسته گل …

ادامه نوشته »